X
تبلیغات
اين راه من بود



فرستاده در روز دوشنبه 1393/01/25 توسط وحيد معيني جزني
شنيدين ميگن قميش نيا ...

يعني ادا و اطوار در نيار...

تصوير زير «قميش» يا «دودوك» نام دارد.

دارم راجع بهش تحقيق مي‌كنم، از نتيجه‌ي تحقيقاتم مطلع خواهيد شد.



فرستاده در روز پنجشنبه 1392/07/25 توسط وحيد معيني جزني



فرستاده در روز پنجشنبه 1392/07/25 توسط وحيد معيني جزني
شعري از فريدون مشيري

چو از بنفشه بوی صبح برخیزد
هزار وسوسه در جان من برانگیزد
کبوتر دلم از شوق می‌گشاید بال
که چون سپیده به آغوش صبح بگریزد
دلی که غنچه‌ي نشکفته‌ي ندامت‌هاست
بگو به دامن باد سحر نیاویزد
فدای دست نوازش‌گر نسیم شوم
که خوش به جام شرابم شکوفه می‌ریزد
تو هم مرا به نگاهی شکوفه باران کن
در این چمن که گل از عاشقی نپرهیزد
لبی بزن به شراب من ای شکوفه‌ي بخت
که می خوش است که با بوی گل درآمیزد


برچسب‌ها: شكوفه اي بر شراب, فريدون مشيري, وحيد معيني جزني

فرستاده در روز پنجشنبه 1392/07/25 توسط وحيد معيني جزني

آنها كه مي‌توانستند و شانس فراغت داشتند و اعتبارشان پر و پيمان بود و يارانه‌اشان مكفي، از پايتخت رفته‌اند يا به قولي گريخته‌اند. كه خداوند اجدادشان را رحمتي دوچندان افزايد. و آنان كه همچون ما ناتوان از رفتن‌اند شهر سربي‌اشان را در اين روز عيد پاييزي، پاك و و پاكيزه مي‌بينند و در هواي آرام و نسيم‌آورش، نفس نفس، لذت را در سينه فرو مي‌برند.

بازهم با خانواده براي بار چندم، محوطه مجموعه‌ي ديدني سعدآباد را گز، كرديم چون تهران چيزي جز هواي سعدآباد و تپه‌ي علي‌خان و زعفرانيه، و كلاغ‌هايي كه لابه لاي درختان سربه فلك كشيده قارقار، صبح را شب مي‌كنند و رفت و آمد ما و كل عمر ما را به سخره مي‌گيرند، چيزي براي تقديم ندارد.

آه ....

زعفرانيه ....

تو را كه مي‌بينم بر ضعف رانم افزوده مي‌شود.

و تو اي سعدآباد كه روزي چكمه‌پوشي چون رضاخان ميرپنج را بر گرده‌ات نشاندي و سعد و سعادتش را دوچندان نمودي،

تو را كه مي‌بينم بر سرشت غيرقابل اعتماد دنيا باورمندتر مي‌شوم.

تو را با صحنه‌هايي كه في‌البداهه كارگرداني مي‌كني مي‌شناسم.

مجموعه‌ي سعدآباد / پاييز 92
گوشه‌اي خلوت و دنج در كنار پلكاني سنگي
كه تصور مي‌كنم هشتاد سالي از عمرش گذشته باشد.



فرستاده در روز چهارشنبه 1392/07/24 توسط وحيد معيني جزني
فرستاده در روز سه شنبه 1392/07/23 توسط وحيد معيني جزني
گاهي كه از شارع مصفاي وليعصر (پهلوي سابق) با آن چنارهاي رعنا و بناهاي خاطره انگيزش و شيرواني هاي مخصوص و پنجره‌ هاي چوبي اش و ترافيك كلافه كننده اش، عبور مي كنم مزه خوب آدماي قديم و حال و هوا و دلخوشي ها و آرزوهاي شان و نوع زندگي شان را در طول اين مسير، مرور مي كنم.

خياباني است بس طولاني كه نقل است مي‌گويند: بلندترين خيابان خاور ميانه است. گمان ميكنم از ميدان راه‌اهن تا ميدان تجريش، حدود 18 كيلومتري باشد. اين مسافت، معادل سه ساعت پياده‌روي است. البته پياده‌روي در مسير تاريخ 200 ساله‌ي تهران و مرور خاطرات گذشته كه به سادگي، سپري مي‌شود.

خياباني پر از ايستگاه خاطره، كه با ايستگاه مركزي راه‌آهن آغاز مي‌شود و به آخرين ايستگاه مترو در تجريش مي‌انجامد.

پر از نقاط قابل ايست. قهوه‌خانه‌هايي همچون قهو‌ه‌خانه‌ي آذربايجاني‌ها، مراكز مذهبي همچون مهديه تهران كه يادگار مرحوم كافي است. قصرها و تالارهايي همچون كاخ مرمر، تئاتر و سالن‌هاي اجتماعات شهري همچون تئاتر شهر كه قبلاً كافه شهرداري بوده، بستني فروشي‌ها و قنادي‌هاي سنتي، همچون گواهي و لادن، سينماهايي كه يادگار اواخر دهه‌ي چهل و اوايل دهه‌ي پنجاه هستند مانند: راديوسيتي و آتلانتيك و پوليدور. بازارهايي كه به سبك و سياق‌هاي متفاوت بنا شده‌اند مانند شانزه‌ليزه و بازار صفويه. كافه‌هايي كه در آن روزگار، مراكزي مدرن بودند همچون چاتاناگا كه هنوز به همان شيوه، اداره مي‌شوند.






برچسب‌ها: حمزه پسيان, سرتيپ حيدرقلي پسيان, كلنل محمدتقي خان پسيان, كوچه نصيبي, چهارراه پسيان

فرستاده در روز دوشنبه 1392/07/22 توسط وحيد معيني جزني
حدود هشتادسال از ساخت اين بناي مقدس و ساده مي‌گذرد. مسجدي محقر واقع در گذر بازارچه‌ي امامزاده يحيي، بين خيابان ري و سيروس كه وصفش در چند پست قبل به عرض مبارك رسيد. اينجا كمي بالاتر از گرمابه‌ي نواب است كه چهل و چهار سال پيش، قيصر، آنجا را قتلگاه ناپاكان كرد و تيغ انتقام برگلويشان كشيد.

مسجدي معروف به مسجد ابراهيم خان باشي كه گرمابه‌اي نيز با همين نام در مجاورت آن بنا نموده. تاريخ اتمام بناي مسجد، روز بيست و هفتم مهرماه 1313 است كه در آن برهه با ماه رجب سال 1353 قمري برابر بوده است. يعني هفته‌ي ديگر در آستانه‌ي هشتاد سالگي است.

كاشي كاري سردر با زمينه‌ي لاجوردي و خطي سپيد، در دو سطر كه سطر اول، اشاره‌اي به آيه‌ي معروفي از قرآن كريم دارد كه اهميت نيت پاك در ساخت مساجد را گوشزد مي‌نمايد (براستي مساجد خداوند را آن‌كسي آباد مي‌كند كه به خدا و به آخرت، ايمان دارد) و در سطر دوم، باني مسجد، خود را معرفي مي‌كند. حاج ميرزا علي آقا فرزند محمدابراهيم خان باشي.

پ.ن: كاشي‌ها خيلي جوان تر از سن‌شان مي‌نمايانند.
        اينطور نيست؟


برچسب‌ها: مسجد محمدابراهيم‌خان زير گذر بازارچه امامزاده يحيي

فرستاده در روز یکشنبه 1392/07/21 توسط وحيد معيني جزني
امام باقر (ع) فرمودند:

تو را به پنج چيز سفارش ميکنم:

   اگر مورد ستم واقع شدي ستم مکن،

   اگر به توخيانت کردند خيانت مکن،

   اگر تکذيبت کردند خشمگين مشو،

   اگر مدحت کنند شاد مشو،

   و اگر نکوهشت کنند، بي‌تابي مکن

امام محمد باقر(ع) پنجمين امام شيعه در روز اول رجب مصادف با روز جمعه در سال 57 هجري ديده به جهان گشود، پدر گرامي ايشان امام سجاد (ع) و مادر بزرگوارش فاطمه دختر امام حسن بود. به اين جهت ايشان را علوين و هاشمين (علوي و هاشمي از دو سو) خوانده‌اند. نام مبارك ايشان محمد و كنيه‌اش ابوجعفر است و داراي 4 لقب مشهور مي باشند. مشهورترين لقب ايشان باقر است كه پيش‌تر رسول خدا در حديث جابر بر ايشان نهاده اند. 3 ساله بود كه واقعه عاشورا اتفاق افتاد و 38 سال در كنار امامت پدر عزيزش امام سجاد(ع) بود و با شهادت ايشان در سال 95 هجري دوران امامت ايشان آغاز شد.

اين دوران به گواهي امام صادق (ع) نوزده سال و دو ماه ادامه يافت و با حكمراني پنج تن از خلفاي اموي هم زمان بود. از حضرت باقر(ع) برخورد سياسي عمومي با خلفاي هم عصرشان گزارش نشده اما هر گاه فرصت را مناسب مي‌ديد حكومت غاصبانه‌ي آنان را نفي مي‌كرد . هشام ابتدا مدتي امام را زنداني كرد اما به دليل تمايل زندانيان بر امام و ترس حكومت از شكل گيري قيام، ناگزير به آزاد كردن حضرت و برگرداندن ايشان به مدينه شد.

در آن وضعيت سياسي، مهم‌ترين سلاح امام در آن زمان قلم و دوات و تعليم و تربيت شاگردان الهي و پرورش فقيهان و دانشمنداني بود كه بتوانند مبيّن و مبلّغ آراي اهل بيت عليهم السلام در جامعه اسلامي باشند. همچنين آن حضرت به مناظره با مخالفان و سران اديان و مذاهب گوناگون پرداخت كه به اثبات اسلام و امامت ايشان و رويارويي با حکومت منتج شد و پايه گذار “نهضت علمي جعفري امام صادق (ع)” گشت.

سرانجام آن امام در اثر دسيسه هشام بن عبدالملك مسموم شد و به روز هفتم ذي الحجه از سال 114 هجري در سن 57 سالگي چشم از جهان فروبست و در بقيع به خاك سپرده شد. امام باقر(ع) علاوه بر علم عظيم الهي وحلم بي نظير داراي سجاياي اخلاقي بزرگي بودند.



فرستاده در روز شنبه 1392/07/20 توسط وحيد معيني جزني


برچسب‌ها: حسن احمدي جزني

فرستاده در روز جمعه 1392/07/19 توسط وحيد معيني جزني

كليساي حضرت مريم / خيابان فرانسه (نوفل لوشاتو) جنب سفارت ايتاليا


برچسب‌ها: كليساي حضرت مريم, خيابان فرانسه, نوفل لوشاتو

فرستاده در روز چهارشنبه 1392/07/17 توسط وحيد معيني جزني
فرستاده در روز چهارشنبه 1392/07/17 توسط وحيد معيني جزني

هزار دشمنم ار مي‌كنند قصد هلاك

گرم تو دوستي از دشمنان ندارم باك


برچسب‌ها: هزار دشمنم ار مي‌كنند قصد هلاك

فرستاده در روز چهارشنبه 1392/07/17 توسط وحيد معيني جزني
فرستاده در روز یکشنبه 1392/07/14 توسط وحيد معيني جزني
فرستاده در روز یکشنبه 1392/07/14 توسط وحيد معيني جزني
فرستاده در روز یکشنبه 1392/07/14 توسط وحيد معيني جزني

بر پيشاني مقبره‌اي كهنه و متروك كتيبه‌اي از كاشي معرق كه آنچنان نفيس هم نيست و حتي شعري كه بر آن مسطور است از درجه‌ي بالايي برخوردار نيست، توجهم را بخود جلب كرد. خيلي ساده و پندآموز و تلنگر است.

فاصله‌ام از موضوع، زياد بود مثل زندگي من و خيلي‌هاي ديگر كه از پيام شعرش فاصله گرفته‌ايم.

چاره‌اي نبود، بنابراين تا جايي كه مي‌شد، دوربين موبايل را به كتيبه نزديك كردم و سپس به كمك فتوشاپ ترميم شد. متن شعر، اين است كه مي‌خوانيد.

هركس كه درخشنده شود شمس وجودش

محتاج ، دگر هيچ به شمس و قمري نيست

در رتبه بكوشيد و شرافت كه در عالم

آريد جهان را به تصرف، هنري نيست

اين قافله‌ي خسته بخوابند ز غفلت

كين منزل‌شان غير رباط دو دري نيست

كاشي بتراشم كه در اين دار مكافات

بسيار چه ما بود و از آنها اثري نيست.



فرستاده در روز شنبه 1392/07/13 توسط وحيد معيني جزني



فرستاده در روز شنبه 1392/07/13 توسط وحيد معيني جزني
فرستاده در روز جمعه 1392/07/12 توسط وحيد معيني جزني



فرستاده در روز شنبه 1392/06/30 توسط وحيد معيني جزني

ابزار رایگان وبلاگ